آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - سيرى در كتاب مشارق الاحكام - وحدتى شبيرى سيد حسن
سيرى در كتاب مشارق الاحكام
وحدتى شبيرى سيد حسن
مشارق الاحكام, للفقيه المحقق عبدالصاحب المولى محمد بن احمد النراقي (١٢١٥ـ١٢٩٧هـ), التحقيق: السيد حسن الوحدتي الشبيري, كنگره بزرگداشت ملامهدى نراقى و ملا احمد نراقى.
در اين مختصر برآنيم تا ابتدا با مؤلف كتاب به طور اجمال آشنا شده, سپس ويژگى هاى كتاب و خصوصيات چاپ اخير آن و آن گاه فهرستى از موضوعات مورد بحث در كتاب را ارائه دهيم.
الف. مؤلف كتاب
دانشمند فرزانه, مدقق كم نظير, مولى محمد نراقى متولد به سال ١٢١٥ و متوفى ١٢٩٧ق. فرزند فقيه بزرگ ملا احمد نراقى و نوه عالم جليل القدر ملا مهدى نراقى است. او را (عبدالصاحب) لقب داده و مردم او را (حجةالاسلام) مى خواندند. در علوم عقلى و نقلى سرآمد علماى كاشان در زمان خويش به شمار مى رفت. از پدر بزرگوارش اجازه روايت داشت و بر مدرسه سلطانيه كاشان كه از آثار قاجاريه است, متولى بود.
فضل و دانش او در ميان همگان مشهور بود و آثار علمى گران سنگ از خويشتن به يادگار گذاشت. معروف ترين كتاب وى در علم اصول (المراصد) و در فقه (مشارق الاحكام) است كه به ويژگى هاى كتاب اخير مى پردازيم.
ب. ويژگى هاى كتاب
در ميان كتاب هاى فقهى اماميه, دسته اى از كتاب ها بدون آن كه از نظم موجود در كتب فقهى و اصولى متعارف پيروى كند, به بررسى تعدادى از قواعد فقهيه پرداخته و در بخش هاى جداگانه, صورت هاى مختلف مسئله, كاربرد قواعد و اقوال گوناگون را مورد كنكاش فقهى قرار مى دهد. قديمى ترين اين كتاب ها (نزهة الناظر فى الجمع بين الاشباه والنظائر) از نجيب الدين يحيى بن سعيد حلى (٦٠١ ـ ٦٩٨هـ) است. پس از وى كتاب (القواعد والفوائد) از شهيد اول و (نضد القواعد الفقهية على مذهب الامامية) از فاضل مقداد بن عبد… سيورى حلى (متوفاى ٨٢٦ق) مى باشد.
در دو قرن اخير نيز آثارى در رابطه با قواعد فقهيه به رشته تحرير درآمد كه از معروف ترين آن ها كتاب هاى زير است:
١. عوائد الايام من مهمات ادلة الاحكام. از ملا احمد نراقى (متوفاى ١٢٠٩ق) مشتمل بر ٨٨ عائده.
٢. العناوين. از سيد عبدالفتاح بن على حسينى مراغى (متوفاى حدود ١٢٧٤ق) مشتمل بر ٩٣ عنوان از قواعد كلى فقهى.
ج. خصوصيات چاپ اخير
كتاب (مشارق الاحكام) در سال ١٢٩٤ق در حيات مؤلف به صورت سنگى به چاپ رسيده و علاوه بر كمياب بودن نسخه هاى آن, اشتباهات متعدد در عبارات, مطالعه آن را دشوار مى نمود. به همين دليل, نگارنده اين سطور با همكارى دوستان اقدام به تصحيح و تعليق آن نمود و با امتيازات زير كتاب را به دنياى دانش عرضه نمود:
١. در تصحيح كتاب, تكيه اصلى بر متن چاپ شده در زمان حيات مؤلف بوده ولى در تصحيح عبارات نامفهوم از دو نسخه خطى در كتابخانه عمومى آيةاللّه مرعشى نجفى و كتابخانه مدرسه سلطانى كاشان بهره بردارى شده است و تلاش شد تا متن خالى از اشتباه بوده و با به كارگيرى علائم ويرايش فنى براى خواننده هرچه بيش تر قابل فهم گردد.
٢. چنان كه اشاره شد, مؤلف كتاب در هر مبحث, به متون اسلامى و منابع فقهى فراوان ارجاع داده و از آن ها بهره برده است. براى استخراج مصادر فقهى تلاش فراوان به كار برده شده, به طورى كه مجموع آن ها مى تواند منبعى ارزشمند در اطراف هر موضوع باشد.
٣. در ابتداى كتاب فهرست اجمالى مشتمل بر عناوين هر مشرق آمده و در پايان كتاب علاوه بر فهرست منابع, فهرست تفصيلى از مباحث مطروحه نيز ارائه گرديده است.
٤. براى هر مشرق, شماره اى قرار داده و همراه با عنوان آن مشرق در ميان قلاب نهاده شده كه هيچ يك در متن چاپ سنگى وجود ندارد.
٥. در ارجاع به روايات و منابع فقهى به جديدترين چاپ هاى موجود مراجعه شده مگر در خصوص كتاب هايى كه دوره آن ها در زمان تحقيق, ناقص بوده است. به عنوان مثال در خصوص روايات, به چاپ مؤسسه آل البيت ارجاع و به شماره مسلسل روايات نيز اشاره شده است.
د. فهرستى از موضوعات مورد بحث
چنان كه گفته آمد كتاب از ٢٧ قاعده فقهى تشكيل يافته كه در ذيل به مباحث مطرح شده در هر مشرق اشاره مى كنيم:
ـ مشرق اول درباره اصل صحت در باب معاملات است. ايشان ابتدا اصل اولى و ثانوى در شبهات حكميه را با استفاده از عمومات وجوب وفا به عقد تنقيح نموده و سپس به ماهيت و احكام عقد معاطاتى پرداخته است.
ـ مشرق دوم اختصاص به حكم عقد فضولى دارد. در اين شرق ابتدا دو نظريه در ميان فقيهان اماميه راجع به عقد فضولى بيان شده و آن گاه ادله دو طرف مورد ارزيابى قرار گرفته است. در پايان مشرق نيز, كاشف يا ناقل بودن اجازه و موضوعات مناسب ديگر مورد مطالعه قرار مى گيرد.
ـ مشرق سوم ويژه عقدى است كه در آن مال مملوك با غير مملوك يكجا مورد معامله قرار گرفته است. در نهايت بحث, حكم غير بيع از ساير عقود در فرض ياد شده مورد بررسى قرار گرفته است.
ـ مشرق چهارم درباره شروط ضمن عقد است. در اين مشرق مباحث زير مورد مطالعه است: معناى شرط, تفاوت تعليق در عقد با شرط ضمن عقد, لزوم وفا به شرط, شروط صريح و ضمنى, ضمانت اجراى تخلف از شرط فعل, حكم شرط در فرض عدم امكان عمل به آن, شروط فاسد و تأثير آن ها بر وضعيت عقد.
ـ مشرق پنجم, اختصاص به انتقالات محاباتى به قصد فرار از دين دارد كه تحت عنوان (معاملات اضراريه) مورد مطالعه و بررسى فقهى قرار گرفته شده است.
٣. تحرير المجله تأليف شيخ محمدحسين آل كاشف الغطا, (١٢٩٤ـ١٣٧٣هـ)
٤. القواعد الفقهية تأليف سيد محمدحسن موسوى بجنوردى مشتمل بر حدود هفتاد قاعده فقهى كتاب شريف (مشارق الاحكام) نيز در زمره كتاب هاى ياد شده است كه نويسنده فرزانه آن از شيوه معاصران خويش همچون پدر بزرگوارش در كتاب عوائد و هم ميرفتاح مراغى در كتاب عناوين تخلف نورزيده است.
اين كتاب از ٢٧ بخش تشكيل يافته, نام هر بخش را (مشرق) نهاده و نام زيباى كتاب (مشارق الاحكام) از عنوان هريك از اين بخش ها گرفته شده است.
گرايش غالب كتاب, قواعد فقهى در باب (معاملات) است; هرچند كه يكى دو مشرق آن به عبادات اختصاص دارد.
در هر مشرق ابتدا به بيان قاعده مى پردازد, آن گاه ادله آن را از متون اسلامى ارائه مى دهد و سپس به بررسى اقوال گوناگون فقها و دسته بندى آن ها مى پردازد و در پايان نظر خويش را ابراز و از آن دفاع مى كند.
توجه فراوان نويسنده به آثار دانشمندانى كه پيش از وى ـ و گاهى در زمان وى ـ مى نويسد و صاحب تأليفات فقهى معتبر بوده اند از اشاره او به نام كتاب ها و يا نويسندگان آن ها نمايان است و گستردگى تتبع او در منابع بيكران فقه از انبوه ارجاعات وى در هريك از مباحث مطروح, كاملاً مشهود است.
ـ مشرق ششم اختصاص به حكم مال مجهول المالك دارد كه در آن ابتدا اقسام اسباب ملك و سپس لزوم صدقه دادن مجهول المالك و شرط بودن اذن حاكم در آن مورد مطالعه قرار گرفته است.
ـ مشرق هفتم ويژه اراضى خراجيّه است. ابتدا مقصود از زمين هاى خراج را توضيح داده و سپس به احكام گوناگون آن پرداخته است.
ـ مشرق هشتم اختصاص به موضوع (عدالت شرعى) دارد. حقيقت عدالت چيست؟ عناصر تشكيل دهنده آن كدامند؟ آيا آنچه با (مروّت) تنافى دارد عدالت را از بين مى برد؟ كاشف از عدالت شخص چيست؟ آيا حسن ظاهر كافى در احراز عدالت است و بحث هاى ديگر كه در اين مشرق مطالعه مى شود.
ـ مشرق نهم در ارتباط با موضوع (غناء) است كه امروزه با توجه به رواج برخى از انواع موسيقى اهميت بيش ترى پيدا كرده است. ابتدا حقيقت غنا را بررسى و بعد حكم آن را با توجه به ادله بررسى كرده است. نظريه محدث كاشانى در زمينه غنا را نقد و حكم غنا در مراثى ائمه, قرائت قرآن و سائر فضايل را به تفصيل بحث مى كند.
ـ مشرق دهم مربوط به برخى از احكام عقد صلح است. آيا شوهر مى تواند حق رجوع در عده رجعيّه را موضوع عقد صلح قرار دهد؟ آيا صلح عقدى مستقل است هرچند به جاى عقود ديگر منعقد شود؟ صلح حقوق و صلح با فرض مجهول بودن عوضين از مباحث ديگر در اين مشرق است.
ـ مشرق يازدهم در خصوص تعارض دو استصحاب است. ملاك تعارض ميان دو استصحاب, استصحاب حال شكل و حال شرع و تعارض استصحاب با اصول ديگر همچون اصل برائت از جمله مباحث مطروحه در اين مشرق است.
ـ مشرق دوازدهم به اين مطلب اختصاص دارد كه احكام شرعى تابع صدق عنوان است. به اين مناسبت به دو فرع اشاره مى كند: يكى تفاوت ميان استحاله عين نجس و استحاله شيئى متنجّس و دوم فرق بين استحاله و انقلاب.
ـ مشرق سيزدهم در باب تداخل اسباب شرعيه است. اصل اولى در باب تداخل, دلايل هريك از طرفين و تفصيل ميان انواع حكم شرعى مباحثى است كه در اين مشرق ديده مى شود.
ـ مشرق چهاردهم به قاعده معروف (لاضرر) مى پردازد. ابتدا روايات متضمن قاعده را نقل مى كند واژه ضرر و صدق آن بر عدم نفع, مقصود از (لا) در عبارت (لاضرر و لاضرار) نخستين بحث ها در اين مشرق است. شرط هاى سه گانه در جريان قاعده لاضرر, نفى حكم وضعى به قاعده لاضرر, استدلال به قاعده در باب ضمان مالى و مسئوليت مدنى و تعارض قاعده با قاعده تسليط و تعارض دو ضرر از ديگر مباحث مطرح شده در مشرق ياد شده است.
ـ مشرق پانزدهم درباره قاعده (غرر) به تفصيل بحث مى كند. دليل قاعده چيست؟ غرر به چه معناست؟ معيار در تشخيص غرر چيست؟ نخستين پرسش هايى است كه مطرح شده, چگونگى غرر در بيع كلى, برطرف نشدن غرر با شرط خيار در موارد جهل به صفات مورد معامله, جريان غرر در سائر عقود از ديگر مباحث اين مشرق است.
پنج مشرق بعدى به مهم ترين بحث هاى مربوط به خيارات اختصاص دارد. خيار مجلس, خيار حيوان, خيار شرط, خيار غبن, و احكام كلى مربوط به خيار به ترتيب تا مشرق بيستم ادامه مى يابد.
عنوان مشرق بيست ويكم (شبهه موضوعيه تحريميّه) است كه ابتدا شبهه محصوره و آن گاه شبهه غيرمحصوره را مورد بحث قرار مى دهد.
ـ مشرق بيست ودوم در بيان چگونگى احتياط در مصاديق گوناگون آن است.
مشرق بيست وسوم به (اعراض از ملك) مى پردازد. آيا اعراض, مال را از ملك شخص بيرون مى برد؟ و آيا گيرنده مالك آن مى گردد؟ آيا بين اعراض اختيارى و اعراض از روى ناچارى تفاوت است؟ سؤالاتى است كه در اين مشرق مطالعه مى شود.
مشرق بيست وچهارم قاعده ضمان را بحث مى كند. در اين قاعده به سه سبب از اسباب ضمان پرداخته است. ابتدا اثبات يد و آن گاه مباشرت و سپس تسبيب را مطرح ساخته و آن گاه به معناى (سبب) و اختلاف فقيهان درباره برخى از مصاديق مى پردازد.
ـ مشرق بيست وپنجم در باب وكالت است. آيا وكالت عقد است؟ آيا مى توان وكالت را به صورت معلّق منعقد ساخت؟ و مباحثى از اين دست در مشرق مزبور مطرح شده است.
قاعده يد موضوع مشرق بيست وششم را تشكيل مى دهد. به چه دليل تصرف مالكانه, اماره مالكيت است؟ مقصود از (يد) چيست؟ و جريان قاعده يد چه شرايطى دارد؟ و حكم تعارض آن با سائر قواعد كدام است؟ پرسش هايى است كه در اين مشرق به پاسخ آن ها پرداخته شده است.
ـ عنوان آخرين مشرق (وجوب ترتّب الحوافر على الفوائت) است. بدين معنا كه اگر شخصى نماز قضا بر عهده اوست, آيا بايستى ابتدا قضاى خويش را بخواند و سپس به نماز ادا بپردازد يا اين كه مى تواند ابتدا نماز اداى خود را به جا آورد و سپس اقدام به قضاى نمازهاى پيشين نمايد.
در اين مشرق نيز, ادله روايى و اقوال گوناگون فقهى به تفصيل مورد بررسى و بحث قرار گرفته است.
در پايان اين نوشتار متذكر مى گردد كه با همه تلاشى كه در جهت احياى كتاب صورت گرفته است به دليل محدوديت زمان و گستردگى كار, نمى توان ادعا كرد كه كارى عارى از عيب و نقص عرضه شده است. اميد آن كه خوانندگان بزرگوار به اشتباهات به ديده اغماض نگريسته و نگارنده را در بهبود وضعيت كتاب يارى رسانند.
در اين جا بر خود لازم مى داند از دست اندركاران كنگره فاضلين نراقى كه در راستاى گراميداشت ياد آن بزرگواران تلاش كرده اند و از همه عزيزانى كه در احياى اين اثر و چاپ كتاب, زحماتى را متحمل گرديده اند به ويژه حضرت آيةاللّه استادى كه اهتمام ايشان سهم به سزايى در اين زمينه و احياى آثار ديگرى از فاضلين نراقى داشته است, سپاسگزارى نمايد.